تبلیغات
مطالب خنده دار .funny - شعر سیب2

شعر سیب2

نویسنده : مهندس مهرداد طباطباییان یکشنبه 13 بهمن 1392 09:13 ب.ظ  •   

 

اینم از زبان سیب :

 

دخترک خندید و

پسرک ماتش برد !

که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده

باغبان از پی او تند دوید

به خیالش می خواست،

حرمت باغچه و دختر کم سالش را

از پسر پس گیرد !

غضب آلود به او غیظی کرد !

این وسط من بودم،

سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم

من که پیغمبر عشقی معصوم،

بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق

و لب و دندان ِ

تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم

و به خاک افتادم

چون رسولی ناکام !

هر دو را بغض ربود…

دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:

” او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! ”

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:

” مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! ”

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !

جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،

همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:

این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت...

 



آخرین ویرایش: یکشنبه 13 بهمن 1392 09:14 ب.ظ

سه شنبه 28 شهریور 1396 01:37 ق.ظ
Awesome post.
یکشنبه 26 شهریور 1396 07:26 ق.ظ
I was able to find good info from your blog posts.
سه شنبه 14 شهریور 1396 06:16 ب.ظ
These are actually great ideas in about blogging.
You have touched some good points here. Any way keep up wrinting.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر