تبلیغات
مطالب خنده دار .funny - شعر سیب3

شعر سیب3

نویسنده : مهندس مهرداد طباطباییان یکشنبه 13 بهمن 1392 09:13 ب.ظ  •   

واینم از زبان باغبونه :

 

من چه می دانستم، کاین گریزت ز چه روست؟

من گمانم این بود

که یکی بیگانه

- با دلی هرزه و داسی در دست -

در پی کندن ریشه از خاک

سر ز دیوار درون آورده

مخفی و دزدانه...

تو مپندار به دنبال یکی سیب دویدم ز پیت

و فکندم بر تو نگهی خصمانه!

من گمان می کردم چشم حیران تو چیزی می جست

غیر این سیب و درختان در باغ

به دلم بود هراسی که سترون ماند

شاخ نوپای درخت خانه...

و نمی دانستم راز آن لبخندی که به دیدار تو آورد به لب

دختر پاکدلم، مستانه!

من به خود می گفتم: «دل هر کس دل نیست!»

هان مبادا که برند از باغت

ثمر عمر گرانمایه تو،

گل کاشانه تو،

آن یکی دختر دردانه تو،

ناکسان، رندانه!

و تو رفتی و ندیدی که دلم سخت شکست

بعد افتادن آن سیب به خاک...

بعد لرزیدن اشک، در دو چشمان تر دخترکم...

و تو رفتی و هنوز

سالها هست که در قلب من آرام آرام

خون دل می جوشد

که کسی در پس ایام ندید

باغبانی که شکست بیصدا، مردانه...

 

گریههههههههههههههه خیلی قشنگهههههههه

آخرین ویرایش: یکشنبه 13 بهمن 1392 09:14 ب.ظ

دوشنبه 27 شهریور 1396 05:59 ق.ظ
In fact when someone doesn't understand afterward its up to
other users that they will assist, so here it occurs.
پنجشنبه 16 شهریور 1396 02:50 ب.ظ
obviously like your web site but you need to take a look at the spelling on quite
a few of your posts. Several of them are rife with spelling problems
and I find it very bothersome to tell the truth then again I will surely come back again.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر